سیامک صحافی، رئیس انجمن تاریخ و میراث ایرانیان در یادداشتی نوشت: یکی از عوامل مهم و بنیادین برای توسعه گردشگری و صنایع وابسته، ایجاد زمینه مشارکت اجتماعی است که بهترین راه این حرکت آموزش است تا بتوانیم پذیرش بهتری از گردشگران داخلی و خارجی داشته باشیم.
در نخستین نشست اعضا هیئت امنا و مدیره و همچنین نمایندگان این انجمن در سراسر کشور که بصورت کنفرانس مجازی برگزار شد یادآور شدم همه ما به خاطر شرایط کشور رنجیده خاطریم، به مملکتمان حمله شده و الان زمان آن نیست که پی مقصر باشیم، هرچند میتوان ریشه تمام اتفاقات را تحلیل کرد. با این اوصاف برای ایران باید ماند و از منافع و مطامع شخصی و گروهی باید عبور کرد و برای این مملکت گام برداشت و بارها گفتهام هرکسی پای ایران نباشد هر فردی باشد و از هر گروهی، یقیناً فاقد شرأفت و شخصیت است.
به راستی باید پرسید مردم ما تا چه اندازهای از اصول صنعت گردشگری را بلد هستند. در روزگار حاضر این صنعت را شاید بتوان مهمترین صنعت کارآفرین و پولساز بشمار آورد و بازخورد سرمایهگذاری در آن از ریسک بسیار پایینی برخوردار است، پس باید مورد توجه قرار گیرد و تمامی شرایط برای توسعه آن آماده شود. به این خاطر است که در بیشتر کشورها با توجه به منابع محدود معدنی و کانی و همچنین مشکلات دیگر به این صنعت به عنوان بستری مهم جهت سرمایهگذاری اقتصادی با نتایج اعجازآور نگریسته شده و برای آن برنامههای خلاقانه و دوراندیشانهای مینویسند. باید عرض کنم در کشور ما با توجه به وجود ظرفیتهای بالا و بعضا بینظیر جهانی از مناظر مختلف تاریخی و طبیعی و مردمشناسی و هنری، گردشگری فاقد جایگاه منطقی بوده و برای استانداردسازی آن باید زمینهها را فراهم نمود که پایه آن اموزش است.
فرهنگ پذیرش گردشگر چه داخلی و چه خارجی نیاز به افزایش دانش در زمینههایی چون مکالمه، برخورد مناسب، اخلاق حرفهای، ارائه خدمات و... دارد که همه اینها از طریق آموزش و بازآموزی قابلیت بالفعل شدن را دارد که بنظرم وزارت میراثفرهنگی گردشگری و صنایع دستی در شرایط فعلی بدلیل وضعیت جنگی میتواند نسبت به آموزش عمومی از طریق پلتفرمها و سایر مبادی، اقدامی ماندگار صورت دهد. طبیعی است که وقتی جامعه از مزیتهای گردشگری بیخبر باشد و بر این باور نیز نباشد که ورود گردشگر با برنامه، آسیبی به فرهنگ مناطق و زیرساختهای آن وارد نمیسازد، چه انتظاری میرود که این صنعت رونق بگیرد. من از دوستان انجمن، دلسوزان و مدیران متعهد کشور تقاضا دارم گردشگری را باور داشته باشند و ازین رهگذر، نکاتی را نیز ارائه میدهم.
آموزش یک پیش فرض مهم در توسعه و از اولویتهای ارزنده در هدفگذاری و برنامهریزی اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و... به شمار میرود که در رشد این بخشها، حضوری پررنگ دارد و در این میان آموزش عمومی به دلیل جایگاه مهمی که در نهادینهسازی فرهنگ دارد و متعاقباً حضور مردم به عنوان هدف غایی از حساسیت بالایی برخوردار بوده و از همین لحاظ در صنعت گردشگری نیز یک ضرورت انکارناپذیر به شمار میرود و امروزه خلاء آموزش عمومی و تخصصی در گردشگری به شدت احساس میشود.
گردشگری، صنعتی فراگیر است یعنی با همه اقشار جامعه رابطه دارد و برای تقویت، حضور اکثری مردم نیازمند است و این حضور اسبابی را لازم دارد از جمله آگاهی و شناخت عمومی از زوایا و بایستههای این صنعت. آموزش عمومی باشناساندن مزیتهای اقتصادی گردشگری به مردم میتواند انها را به سوی سرمایهگذاری مطمئن رهنمون سازد، چه آنکه میتوان جوامع محلی را با توانمندیهای درونی خود در این زمینه آگاه نمود و از خرده فرهنگها به عنوان مزیتی در توسعه گردشگری و اقتصاد محلی بهره گرفت.
آموزش عمومی از مجاری متعددی میتواند ارائه شود. در این میان فضای مجازی و رسانهها مهمترین و بیشترین نقش را دارند. نظام آموزشی به دلیل کارکرد جامعهپذیری و در احتیار داشتن جمعیتی گسترده میتوانند ساختار را به بهترین وضعیت پیش برده، میتواند از طریق برنامههای هدفمند، گردشگری را به صورت اثرگذار به عنوان صنعتی فرهنگمدار جا بیاندازد.
آموزش و آگاهی بخشی عمومی زمانی نتیجه میدهد که مردم در برنامهریزیها و سیاستگذاریهای محلی نقش داشته و توانمدی هاشان به رسمیت شناخته شود و این یعنی برداشته شدن نگاه اداری و جاگزینی خردورزی جمعی در رفتار اجتماعی با رفتارهای تک محوری. بهعنوان مثال با توجه اکید به امر آموزش عامه شهروندان و روستاوندان و عشایر فقط در چهار استان اردبیل، گیلان، مازندران و گلستان میتوان تحولی بزرگ ایجاد نمود.
توسعه آموزش عمومی و افزایش زیرساختهای آن برای آگاهی بخشی در حوزه گردشگری ضرورتی است که فقط به دولت وابسته نیست بلکه به حضور مردم و بخشهای مدنی نیز نیازمند است یعنی میتوان گردشگری را مانند مثلثی دانست که دولت، بخش خصوصی و مردم اضلاع آن هستند. آموزش عمومی با همراهی و همکاری بین اضلاع میتواند آگاهی عمومی و فرهنگسازی به ارمغان آورد که نتیجهاش هر چه باشد جز توسعه پایدار نخواهد بود.
بنظرم، حال که تبادل گردشگر به حد صفر رسیده و در داخل نیز به دلیل شرایط حاکم مانند نبود آرامش عمومی، قطعی اینترنت بینالمللی، ضعف در ساختارهای ملی و... سفرهای صورت پذیرفته ۹۹ درصد برای پناه بردن به اماکن امن است، دولت و در رأس آن رئیس جمهوری میتواند برای پساجنگ برنامهای ستادی تدوین کرده و ضمن بهرهگیری از مشورتها و نظرات کارشناسان غیردولتی، نسبت به اصلاح ساختار ناتراز در سطوح ستادی و استانی وزارت میراثفرهنگی گردشگری و صنایعدستی اقدام کند. قطع به یقین در زمان جنگ نمیتوان به چنین اموری پرداخت اما میتوان با مطالعات و برنامهریزیهای کاربردی کشور را برای تحول منطقی در صنعت گردشگری آماده ساخت.
انتهای پیام/
نظر شما